تبليغاتX
یادداشت های یک استعداد درک نشده

یادداشت های یک استعداد درک نشده

همان !

اندر حکایت لنگه ی دنیا

می گن تو اوج دوران شنود مکالمات تلفنی تو لنگه دنیا ( دوران پرزیدنت بوش پسر ) . یه پدری به پسرش که از بد روزگار تو یه کشور دیگه درس می خونده زنگ می زنه و می گه : پسرم . من پیرم . هیچ زور و توانی هم برام نمونده . یه لطفی کن بیا این باغچه خونه رو که خیلی هم بزرگه واسم شخم بزن تا سبزی بکارم . پسره که اون طرف دنیا بوده می گه چشم . فردا بهت زنگ می زنمو نتیجه رو می گم . پسره تموم شبو بیدار می مونه و یه تصمیم حسابی می گیره . فردا صبح زنگ می زنه به پدر پیرشو می گه : بابا . می خوام یه موضوع مهمو باهات در میون بذارم . اگه می شه از خیر اون باغچه بگذر . آخه من زیر باغچه یه چیز خیلی خیلی سری مخفی کردم . خدا حافظ !

نیم ساعت بعد مامورهای همیشه در صحنه اف بی آی می ریزن رو سر پیرمرد بدبخت و تو یک ساعت کل باغچه رو تا عمق سه متر شخم می زنن !

حالا شده حکایت بعضی از ما . مثلا این لیست مکالمات یکی از اقوامه با ما ...

- الو

- سلام  چطوری ؟

- پیس پیس .

- پیس پیس پیس .

- اوهون !

- آهان !

- خدا حافظ !

- همون !!!

سوال حیاتی در باره متن مورد نظر ؟

۱- خیلی بی ربط بود !

۲- خیلی بو دار بود ؟

۳- حالا به ما چه که مخابراتو به کی فروختن ؟!!!!!!!!!

۴- حالا به کی فروختن ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 21:11  توسط م.م.م.اباتری  | 

هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد !

راستش یکی از چیزهایی که گذشتگان ما برایمان به یادگار گذاشته اند و ضمناً خیلی هم مناسب حالمان شده ، همین ضرب المثل های شیرین و عبرت آموزند . به راستی اگر کسی این ضرب المثل هارا به ذهن بسپارد ( که چندان کار سختی نیست ) ، بفهمد و در جای مناسب استفاده کند ، در رساندن مطلب و به کرسی نشاندن دیدگاهش یک پا جلوست . اینها را می گویم که برسیم به اینکه آیا واقعاً هر سخن جایی خاص و هر نکته ، مکان منحصر به فردی دارد؟ آیا واقعاً هر حرفی را باید هر جایی نزد ؟ روزهای رای اعتماد ، مشغول تماشای پخش زنده مجلس بودم . رای گیری انجام شده بود و نمایندگان در حال شمارش آرا بودند ، که صدای یکی از نمایندگان ملت از میکروفون و بلند گوی مجلس و متعاقب آن از رسانه ملی پخش شد . « تقلب کنید ، می فرستیم کهریزک ها ! » . شما را نمی دانم ، اما وقتی این صحبت را از زبان نماینده محترم شندیدم، تمام بدنم شل شد . چنین شوخی آن هم در ایامی که تمامی رسانه ها و سر دم داران ناتوی فرهنگی و لشکر استبداد جهانی روی کشور اسلامی مان زوم کرده اند و رویدادهای آن را پیگیری می کنند ، چه معنی دارد؟ آیا نماینده محترم که احتمالاً ادعایی ولایی بودن هم دارد ، تا به حال به سخنان رهبری گوش نسپرده است ؟ اگر کسی رهبری را بشناسد و با گفتار و حرکات آن مقام فرزانه آشنا باشد به راحتی متوجه می شود هر وقت که رهبری در میان سخنرانی هایشان به موضوعات بعد از انتخابات می رسند ، چهره شان در هم می رود و اگر کمی دقت کنید در زمان سخنرانی ها وقتی به موضوع کهریزک می رسند ، چنان چهره در هم می کشند که مشخص است اعماق قلبشان از این موضوع جریهه دار شده . حال در حالی که مقام رهبری در بیانات شان از همه می خواهد برای رفع و رجوع و حل بعضی کاستی ها بکوشند ، این لودگی نماینده به اصطلاح ملت چه مفهومی دارد؟ گویا نماینده محترم ، صحن بهارستان را با آلاچیق های دربند اشتباه گرفته است .  انگار نه انگار که ماجرای کهریزک و چگونگی برخورد با آن به حیثیت نظام گره خورده است . در همین احوال بودم که به مطلبی در جریده ای برخوردم که مرا در بهتی عظیم فرو برد . حبیب کاشانی از اعضای شورای شهر تهران درباره بازنشستگی آقای رضاییان ، ریاست بهشت زهرا اظهار فرموده اند : « آقای رضاییان یک ایراد داشته و آن این بوده که سوالهای شب اول قبر را لو داده است . بنده یکی از سوالها را خودم دیدم که شورا باید پیگیری کند ! » . نمی دانم چه بگویم . موضوع مرگ و سوالات شب اول قبر که بر اساس باورهای دینی ما توسط دو فرشته پرسیده می شود و شفاعت علی (ع) بر شیعیان خود ، برای هر مسلمان شیعه ای محرز و مشخص است و با پوست و گوشت ما گره خورده است . آقای کاشانی با چه توجیهی در مقام عضو شورای شهر تهران و در حضور خبرنگاران ، اعتقادات دویست میلیون شیعه را به مسخره می گیرد و بعد به آن می خندد . این دیگر از چیزهایی است که حتی در آلاچیق های دربند هم مصداق ندارد ! موضوع لو رفتن سوالات شب اول قبر از جمله لطیفه های مبتذل و مذمومی است که توسط اتاق های فکر و لطیف سازی وهابیون و صهیونیست های بی اصل و نسب ساخته شده . اینکه چطور به گوش این مقام شورای شهر رسیده را خدا عالم است ، اما کاش آقای کاشانی ، چند لطیفه دست اول دیگر نیز تعریف می کردند تا بیشتر بهره مند می شدیم . انشاالله که سوال مورد نظر که به نظر آقای کاشانی رسیده کارگر بیفتد و ایشان بتواند در آن شب سخت به تمامی سوالات نکیر و منکر پاسخ بگوید . خداوند بر همه ی ما بصیرت تفکر قبل از سخن و عافیت بعد از مرگ عنایت فرمایند . انشاالله

تا نیک ندانی که سخن عین صوابست  *  باید که به گفتن ، دهن از هم نگشایی

                                                                                                         سعدی ( علیه الرحمه)

گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب    *  گر پدر رفت ، تفنگ پدری هست هنوز

گرچه نیکان همگی بار سفر بر بستند     *    شیر مردی چو علی خامنه ای هست هنوز

  گر امام شهدا نیست کنون در برمان  *  خلف صالح و مظلوم «علی» ، خامنه ای هست هنوز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 12:32  توسط م.م.م.اباتری  | 

بسم الله

سلام

این وبلاگ امروز به دنیا اومده .

پس انتظار نداشته باشید که کاری به جز گریه رو بتونه انجام بده . ( ما که عیسی مسیح نیستم که انتظار بیخودی دارید )

اما قول می دم و به این موس و کیبرد قسم می خورم که خیلی زود پر و بال بگیره .قول می دم

ما رو یادتون نره

                                                امضا ( همان استعداد درک نشده )

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 11:6  توسط م.م.م.اباتری  |